X
تبلیغات
مطالب جالب و خواندنی

مطالب جالب و خواندنی

مطالب گوناگون و خواندنی

خريد اينترنتي ارزان ترین در ایران

برای دیدن مطالب جالب و جذاب به آدرس زیر بروید کلی مطالب جالب در انتظار شماست


وبلاگ جالب و جذاب


برچسب‌ها: وبلاگ جالب و جذاب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1392ساعت 19:19  توسط علی  | 

نام‌های عجیب و غریب در تهران/ از سماور خانم تا چرت آقا+جدول

بطری، ویلا، سماور، شناور، چرت، نخواسته، هکتار، خرکچی، حقیر، فلفلی و زیغ، بخشی‌ از نام‌ و نام‌خانوادگی‌هایی عجیب و غریب است که در چند ماه گذشته در استان تهران تغییر کرده است.

بر اساس ماده 997 قانون مدنی هر فردی باید دارای نام خانوادگی باشد و بر اساس تبصره ذیل ماده 41 قانون ثبت احوال نام خانوادگی فرزند همان نام خانوادگی پدر است. هر فردی در جمهوری اسلامی ایران می‌تواند در صورت نامناسب بودن نام و نام‌خانوادگی پس از رسیدن به سن 18 سال برای یک بار درخواست تغییر دهد.

براساس گزارش‌های اداره کل ثبت احوال استان تهران، نام‌های خانوادگی نامناسب که تاکنون در استان تهران تغییر کرده‌اند شامل پالانی، بیچاره، گدا، خنجری برار عزیزی، فلاح ناگزیر لنگرودی و ... بوده است.

در صورتی که نام‌های خانوادگی از واژه‌های خارجی باشد مانند علی‌اف، چارلتن و جانسون می‌توانند نسبت به تغییر نام خانوادگی اقدام کنند.

بر اساس بند 14 قانون ثبت احوال کشور افراد می‌توانند نسبت به حذف پیشوند یا پسوند نیز اقدام کنند.

لیست نام‌های خانوادگی نامناسب و قابل تغییر در استان تهران به این شرح است:


برچسب‌ها: نام‌ عجیب و غریب, نام و نام خانوادگي جالب, نام پسران, نام خانوادگي خنده دار, مطالب عجيب و جالب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393ساعت 11:41  توسط علی  | 

مطالب جالب و آموزنده,مطالب شنیدنی

خداوند امید شجاعان است، نه بهانه ی ترسوها!!

+++++++++**********+++++++++

در مقابل وزش باد، عده ای دیوار می سازند، بعضی دیگر آسیاب بادی.

+++++++++**********+++++++++

ترس از مرگ نارواست، زیرا تا آن هنگام که من هستم، مرگ نیست، و آنگاه که مرگ هست، من نیستم، ترس از چیزی که با آن روبرو نمی شوم نابجاست. 


برچسب‌ها: سخنان زيبا, مطالب جالب و آموزنده, مطالب شنیدنی, مطالب جالب و شنیدنی, مطالب كوتاه و آموزنده
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اردیبهشت 1393ساعت 10:50  توسط علی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 19:41  توسط علی  | 


يلي باحاله!!!!حتما بخونيد!!!!!!
يه پدري , يه روبات دروغ سنج ميخره که با شنيدن دروغ سيلي ميزده تو گوش دروغگو
تصميم ميگيره سر شام امتحانش کنه
پدر: پسرم، امروز صبح کجا بودي؟
پسر: مدرسه بودم
روبات يه سيلي ميزنه تو گوش پسره
پسر: دروغ گفتم، رفته بودم سينما
پدر: کدوم فيلم ؟
پسر: داستان عروسکها
روبات يه سيلي ديگه ميزنه تو گوش پسره
پسر: يه فيلم س*****ی بود
پدر: چي ؟ من وقتي همسن تو بودم
نمي دونستم اصلا اینا چيه..!!!
روبات يه سيلي ميزنه تو گوش پدره...
مادر: ببخشش عزيزم،هرچي باشه اون پسرته ديگه ...
روبات يه سيلي ميزنه تو گوش مادره...!!!.


برچسب‌ها: مطالب باحال, مطالب جالب, مطالب خنده دار
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 19:39  توسط علی  | 



شتری است که در خانه همه می‌خوابد
در خانه ما هم خوابید خب
حالا مال ما یک کمی بد فرم‌تر بوده،
از نامزدی به ازدواج رسید
پیش می‌آید دیگر!
شما هم خبطی مرتکب شوید،
بیایید دور هم، همدیگر را می‌بینیم و شوخی می‌کنیم
می‌خندیم،
حال می‌دهد به جان شما
غذای خوب هم سفارش داده‌ایم، میوه درجه یک هم ایضاً،
فقط ما این همه خرج کرده‌ایم، شما جوگیر نشوید کادوی گران بخرید
همان یک سکه کافیست، البته ما به نیمش هم راضی هستیم.
در ضمن، جمع بزرگونه است
دلبندانتان فعلاً در منزل بمانند تا وقتی دلبند ما به دنیا آمد برای تولدش دعوت کنیم


برچسب‌ها: متن جالب, متن جالب کارت عروسی, متن کارت عروسی, جملات کارت عروسی
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت 19:28  توسط علی  | 

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار، گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها به موضوع «خدا» رسیدند؛
آرایشگر گفت: “من باور نمی‌کنم خدا وجود داشته باشد.”
مشتری پرسید: “چرا؟”
آرایشگر گفت: “کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می‌شدند؟ بچه‌های بی‌سرپرست پیدا می‌شدند؟ این همه درد و رنج وجود داشت؟ نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه دهد این چیزها وجود داشته باشد.”


مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد؛ چون نمی‌خواست جروبحث کند.
آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. در خیابان مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده..
مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: “به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.”
آرایشگر با تعجب گفت: “چرا چنین حرفی می زنی؟ من این‌جا هستم، همین الان موهای تو را کوتاه کردم!”
مشتری با اعتراض گفت: “نه! آرایشگرها وجود ندارند؛ چون اگر وجود داشتند، هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی‌شد.”
آرایشگر گفت: “نه بابا؛ آرایشگرها وجود دارند، موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی‌کنند.”
مشتری تایید کرد: “دقیقاً! نکته همین است. خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او مراجعه نمی‌کنند و دنبالش نمی‌گردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.”


برچسب‌ها: داستان خواندنی, اثبات خدا, داستانهای جالب و خواندنی
+ نوشته شده در  شنبه سی ام فروردین 1393ساعت 22:24  توسط علی  | 

در این گزارش قصد داریم به مشاغل نوظهوری که عوام آنها را کاذب می‌نامند اما درآمد آنها قابل توجه است، بپردازیم.

نوبت‌فروشی در بانک

چند سالی است در بانک‌ها برای جلوگیری از ازدحام مشتریان و احترام به آنها، دستگاه‌هایی برای شماره‌دهی نصب شده است. با این وجود در شعب شلوغ بانک‌ها مانند بازار، این روش هم نتوانسته از درد سر هجوم مشتری به شعبه بکاهد. در همین راستا شغلی به نام «نوبت‌فروشی» در این شعب ایجاد شده است. در این وضعیت، فردی با گرفتن شماره‌های متعدد از دستگاه، آن را نگه داشته و به افرادی که عجله دارند و نمی‌خواهند در صف انتظار منتظر شوند، می‌فروشند. نرخ گزارش شده 5 تا 10 هزار تومان است. این کار گرچه شغل نیست اما درآمد خوبی دارد. از سوی دیگر هم خریدار و هم فروشنده از کارشان راضی هستند!

شماره فروشی در میدان انقلاب

یادم هست در دورانی که سریال‌های طنز در ایران پا گرفته بود، شماره موبایل تعدادی از بازیگران این سریال‌ها در مدرسه میان دانش‌آموزان رد و بدل می‌شد. برای ما که بعدها خبرنگار شدیم، داشتن شماره آدم‌های معروف چندان جذابیتی ندارد اما ظاهرا عده‌ای از این طریق پول درمی‌آورند. این روزها در اطراف میدان انقلاب کسانی که پیش از این نوار کاست و فیلم‌های غیرقانونی کپی شده و لو رفته از افراد معروف را می‌فروختند، شغل جدیدی برای خود دست و پا کرده‌اند؛ فروش شماره تلفن آدم‌های معروف!

در میان این شماره تلفن‌ها، اسم بازیگران سینما، مقام‌های دولتی، خواننده‌ها و فوتبالیست‌ها دیده می‌شود. شاید این شماره تلفن‌ها از دفترچه تلفن یکی از همین خبرنگارها لو رفته باشد.

کارراه‌اندازی

بعد از دادزن، عروسک شدن جلوی رستوران، گریه‌کن مراسم ترحیم و مجلس گرم‌کن در عروسی، شغل جدیدی در تهران ظهور کرده به نام «کارراه‌اندازی»! کارراه‌انداز کسی است که از یک شهرستان دورافتاده برای سربازی یا گذران دوران دانشجویی به تهران آمده است. او از این فرصت استفاده کرده و کار همشهریانش را در تهران راه می‌اندازد. خرید کتاب و دارو، ثبت نام در دانشگاه، حضور در نمایشگاه و خرید از یک غرفه خاص و نظیر آن، کارهایی است که او در تهران برای همشهریانش انجام می‌دهد. هر طور حساب کنید، این روش هم به نفع سفارش‌دهنده کار است و هم به نفع کارراه‌انداز! حالا اینکه این کار هم شغل محسوب می‌شود یا نه را باید از مسئولان مرکز آمار پرسید.

تعریف جهانی کار چیست؟

بر اساس تعریف سازمان جهانی کار، تفاوت بین شاغل و بیکار مشخص شده که البته ILO برای روشن شدن بهتر این مساله با در نظر گرفتن تفاوت‌های کشورها، تعاریف را براساس مناطق جغرافیایی مطرح کرده است. براساس نظر سازمان جهانی کار، اگر کسی امسال 30 تا 40 ساعت در هفته کار داشته باشد و این میزان در سال آینده به 20 ساعت کاهش یابد، دارای اشتغال ناقص خواهد بود و اگر این میزان به 10 ساعت رسیده باشد، دیگر شاغل محسوب نمی‌شود. در ایران، قانون کار میزان ساعت کار هفتگی را 44 ساعت برآورد کرده و صرفا افرادی که این میزان کار داشته باشند شاغل شناخته می‌شوند ولی مرکز آمار ایران اعلام می‌کند هر کس در هفته یک تا دو ساعت کار داشته باشد، شاغل است.

چه باید کرد؟

گفته می‌شود چنین مشاغلی در همه اقتصادهای متوسط و رو به پایین دنیا وجود دارد و علت ظهور آنها هم یک نیاز است، با این وجود نباید غفلت کرد که برخی از این مشاغل کاذب، گاه اقتصاد کشور را به چالش می‌کشند. آخرین نمونه این وضعیت را می‌توان در دلالی بازار سکه و ارز دید، به‌طوری که یک سال پیش با اوج گرفتن قیمت سکه در بازار، پلیس خرید و فروش ارز و سکه در محلی غیر از صرافی و بانک را جرم اعلام و تعداد زیادی از دلالان این بخش را دستگیر کرد. دلالی البته شغل کاذبی است که در بخش‌های دیگری از اقتصاد کشور هم وجود دارد، مانند مسکن، خودرو و حتی دلالی مجوز نشریه.


برچسب‌ها: شغل هاي جالب, عجيب ترين شغل ها, مطالب عجيب و خواندني, مطالب جذاب و خواندني
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393ساعت 14:43  توسط علی  | 

محبت چه كار كه نمي كند !!!

سال ها پيش در آلمان زن و شوهري زندگي مي كردند . آنها هيچ گاه صاحب فرزندي نمي شدند . يك روز كه براي تفريح به اتفاق هم به جنگل رفته بودند ، ببر كوچكي در جنگل نظر آنها را به خود جلب كرد .

مرد معتقد بود كه نبايد به آن بچه ببر نزديك شوند . به نظر او ببر مادر جايي در همان حوالي فرزندش را زير نظر داشت . پس اگر احساس خطر مي كرد به هر دوي آنها حمله مي كرد و صدمه مي زد ؛ اما زن انگار هيچ يك از جملات همسرش را نمي شنيد . خيلي سريع به سمت ببر رفت و بچه ببر را زير پالتوي خود به آغوش كشيد ، دست همسرش را گرفت و گفت : عجله كن ! ما بايد همين حالا سوار اتومبيلمان شويم و از اينجا برويم .

آنها به آپارتمان خود بازگشتند و به اين ترتيب ببر كوچك عضوي از اعضاي اين خانواده كوچك شد و آن دو با يك دنيا عشق و علاقه از ببر مراقبت مي كردند . سال ها از پي هم مي گذشت و ببر كوچك در سايه مراقبت و محبت هاي زن و شوهر حالا تبديل به ببر بالغي شده بود كه با آن خانواده بسيار مأنوس بود .

سرانجام ، مرد درگذشت مدت كوتاهي پس از اين اتفاق دعوتنامه كاري براي مأموريتي 6 ماه در مجارستان به دست آن خانم رسيد .

 

ادامه مطلب را بخوانید...


برچسب‌ها: داستان باورنکردنی, داستان جالب و باورنکردنی, داستان خواندنی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393ساعت 7:22  توسط علی  | 


1-كوچكترین زن
دانشجوی 18 ساله از هند جویتی آماگ در کتاب رکوردهای گینس به عنوان کوچکترین زن دنیا به ثبت رسید . قد او تنها 62.8 سانتی متر است این عكس او را در كنار کوچکترین مرد جهان از نپال نشان میدهد كه 72 سال و چاندرا بهادر نام دارد. قد او تنها 54.6 سانتی متر است.


برچسب‌ها: جالب ترین رکوردهای گینس, مطالب عجیب, مطالب جالب و عجیب, مطالب خواندنی عجیب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم فروردین 1393ساعت 18:15  توسط علی  | 

مطالب قدیمی‌تر